X
تبلیغات
رایتل

مرگمان نزدیک است 

 

آسمان دل ما ابری شد 

اشک ها پی در پی  

و هوای دل ما تاریک است 

مرگمان نزدیک است 

 

دل ما پر شده از شوق گناه 

قیرگون رنگ رخ ماست سیاه 

کارمان گشته تباه 

زندگی کوره رهی باریک است 

مرگمان نزدیک است 

 

وه که در خواب خوش غفلت خود غوطه وریم  

وای ما دربه دریم 

بانگ هشدار خداوند بلند 

خوش بخوابیم که ما کور و کریم 

کارمان درخور صد تبریک است  

مرگمان نزدیک است 

 

پیش از این پیشه ما مستی و شهوت که نبود 

دل ما عاشق بدنامی و شهرت که نبود 

کم کمک باد غرور  

کم کمک باده زور 

حاصل عشق مرا داد به باد 

روی پیشانی ما 

داغ بدنامی دنیا افتاد 

زورگویی به ضعیفان نیک است 

مرگمان نزدیک است 

 

کاش میشد به عقب برگردیم 

تا تلافی بکنیم  

آن همه بدمستی 

آن همه سستی خویش 

که به عشق رخ هر دلبرکی تب کردیم 

مرگمان نزدیک است  

 

فصل پژمردن گل نزدیک است 

با چنین آتش از شهوت گرم 

گور ما بس سرد است 

آخر این دار فنا 

اول بدبختی ماست 

هر که انکار کند نامرد است 

روشن است اینکه سرانجام هوای دل ما تاریک است 

مرگمان نزدیک است. 

روحت شاد عموی عزیزم

 



تاریخ : دوشنبه 13 شهریور‌ماه سال 1391 | 05:11 ب.ظ | نویسنده : خدیجه کلهری | نظرات (4)